دلممیخوادبعضیوقتاهمشدرموردتوحرفبزنموبگمچقدرخوبی ☺
اما... امااوناهمشتودلآدمروخالیمیکنن... کارشمشخصنیست،
سربازیش،
وضعیترفتنشیاموندنش ...
گناهمنوتوچیهکههمهچیزوصادقانهگفتیموسرحرفمونموندیم؟گناهمنوتوچیهکه
درستعاشقهمشدیم؟ گناهماچیهکهمیخوایمدرکنار
هم،براییکعمرزندگیکنیم؟گناهماچیه؟
خدایاماروتوامتحانسختیقراردادی...تاالانشکههردومونموفقبودیم... خدایاازینبهبعدممنوبیژنخیلیدوستتداریم... کمکمونکن ☺
بیژنمنتوروخوبشناختم... خیلیخوب... میدونمکهتووضعیتتاینطورنمیمونهوبه
جاهایخیلیخوبیمیرسی... توآدملایقیهستی... پتانسیلهایزیادومثبتیداری...
دلممیخوادکهخیلیخوبخودتوثابتکنی... بههمهبگیمکهعشقماالکینبودهونخواهد
بود... دلممیخوادهمونطورکهبخاطرمردونگی و شرافت توهمیشهبهخودمبالیدم،بقیههمهمینجورباشن. دلممیخوادبههمهبفهمونیکهبیژنمنکیه☺
دلممیخوادباتلاشیکهدرتو میبینم،بهبهترینهابرسونمت ودلممیخوادهمسرخوبیبراتباشموبهمنافتخارکنی... ☺
عاشقتم... بیژنخیلیدوستدارم ☺
16/2/1389 چهارشنبه ساعت 20:09